
دانشکده مدیریت دانشگاه تهران؛ ۱۰ اشتباه بزرگ در راه اندازی کسب و کار اینترنتی
کسب و کارهای اینترنتی برای راه اندازی به نظر جذاب می رسند. بعد از شروع کسب و کار اینترنتی خیلی از کارآفرینان دچار مشکلات فراوانی می شوند و در کسب و کار خود شکست می خورند و از همین روست که ۹۰ درصد کسب و کارهای کوچک در کمتر از ۵ سال شکست می خورند. اما بزرگترین اشتباهات کسب وکارهای نوپای اینترنتی چیست؟ چرا کسب و کارهای اینترنتی به بیراهه می روند؟ برای آشنایی با ۱۰ اشتباه بزرگ در راه اندازی کسب و کاره با ما همراه باشید.
۱- بیش از حد منتظر ماندن قبل از عرضه محصول
وقتی شما به ارائه محتوا و پادکست و بلاگ رو می آورید ممکن است وارد یک دور باطل شوید و ماهها محتوا تولید کنید اما چیزی برای فروش عرضه نکنید.
برخی مردم منتظرند تا به یک تعداد عظیم از مخاطب مثلا ۱۰۰۰۰ بازدید کننده یا ۱۰۰۰ عضو برسند و سپس یک محصول عرضه کنند. برخی نیز زمان کافی برای تولید محتوا و عرضه محصول را با هم پیدا نمی کنند.
برخی مدام با خود می گویند کسی محصول من را نخواهد خرید؛ کسی به این محصول علاقه ندارد و به همین دلیل از ارائه محصول می ترسند. آنها می خواهند یک محصول کاملا بی نقص عرضه کنند به همین دلیل از کار کردن هراس دارند.
به هر دلیلی که باشد، نتیجه فاجعه بار است. اگر یک کسب و کار اینترنتی راه انداخته اید باید با بزرگترین ریسک خود رو به رو شوید، ریسک فروش نرفتن محصول. اگر ریسک نکنید و محصولی تولید نکنید چگونه می توانید بازخورد بازار و نظر مشتری راجع به آن را بدانید؟ علاوه بر این عرضه یک محصول حتی یک محصول شکست خورده یک فرصت عالی برای شما برای یادگیری (یادگیری فرآیند تولید محصول و توسعه آن، بازاریابی و امور مربوط به آن و …) است. چرا این فرصت را از خود دریغ می کنید؟
اگر منتظر هستید که اتفاق عالی رخ دهد تا کار خود را شروع کنید مثل این است که قبل از یک سفر ۶ کیلومتری منتظر سبز شدن همه چراغ ها باشید!
۲-حل کردن یک مشکل غیر مهم
اگر کسب و کار شما مشکل مهمی را حل کند دیگر نیازی به یافتن مشتری ندارید، مشتری شما را پیدا می کند، مثلا فرض کنید راه علاج سرطان را یافته اید!
اصلی ترین دلیل شکست استارتاپ های اینترنتی این است که مشکلی را حل می کنند که برای کسی مهم نیست! اگر محصول شما خریداری ندارد یا کسی برای آن چندان پولی نمی پردازد پس باید در کار خود بازنگری کنید. مشکلی که شما حل کرده اید برای کسی مهم نبوده است.
بزرگترین اشتباه استارتاپ ها این است که مشکلی را حل می کنند که کسی به آن برنخورده است! پاول گراهام
۳-به مشتریان گوش نکردن

از کجا متوجه می شوید که یک مشکل مهم را حل کرده اید یا نه؟ باید از مشتری بپرسید باید به حرف مشتری گوش کنید. نه تنها باید به حرف مشتریانی که از شما خرید کرده اند و راضی هستند گوش کنید بلکه باید باید به حرف مشتریان ناراضی و مشتریانی که پول نمی دهند گوش کنید. چرا مشتریان قدیمی از شما دل کنده اند؟ بدون مشتری کسب و کار شما محکوم به شکست است. پس باید به مشتری و حرف او گوش کنید. این سخن از بیل گیتس را برای بار هزارم گوشزد می کنم که:
مشتریان ناراضی شما بهترین منبع پیشرفت شما هستند.
۴-متمایز نبودن
در اکثر بازارها مشتریان گزینه های متفاوتی برای خرید دارند. اگر می خواهید فروش داشته باشید باید یک دلیل برای انتخاب شدن به مشتری بدهید.
اکثر اوقات نویسندگان بلاگ وارد یک موضوع محبوب و معروف می شوند و خیلی سریع کار دیگر نویسندگان برتر را کپی و تقلید میکنند. آنها فکر می کنند اگر ” برای آنها موثر بوده برای من هم مفید خواهد بود”
اما از دیدگاه مشتری و مخاطب به این مسئله نگاه کنید: اگر آنها بلاگ و سایت شما را پیدا کنند از خود خواهند پرسید: چرا این وبلاگ ارزش وقت گذاشتن را دارد؟ قبل از اینکه از سایت شما خارج شوند باید به این سوال پاسخ دهید. اگر سایت شما یک نسخه سطح پایین از یک سایت خوب و موفق است نباید انتظار جذب مخاطب و مشتری را داشته باشید. حتی اگر از سایت اصلی بهتر هم باشید نباید انتظار موفقیت داشته باشید، بهتر” یک واژه نسبی است؛ برای موفقیت باید متمایز و متفاوت باشید. اگر متفاوت باشید می توانید توجهات زیادی را جلب کنید
۵- انتخاب موضوعی که دوست ندارید
مسیر کارآفرینی و راه اندازی یک کسب و کار اینترنتی نوپا با مشکلات زیادی سنگفرش شده است. اگر واقعا عاشق کاری که می کنید نباشید به زودی در برابر مشکلات تسلیم خواهید شد. تفاوت زیادی بین کسانی که کار خود را دوست دارند و کسانی که کار خود را دوست ندارند وجود دارد. وما نباید کار شما اولین علاقه شما باشد اما باید به خوبی آن را دوست داشته باشید.
نباید از خود بپرسید مردم و بازار چه چیزی را دوست دارند؛ باید بپرسید من چه چیزی را دوست دارم؟ به چه کاری علاقه دارم؟ اگر کار مورد علاقه خود را انتخاب کنید خستگی ناپذیر کار خواهید کرد و خلاقیت در کار شما نمایان خواهد شد.
تنها راه انجام دادن یک کار بزرگ این است که عاشق آن باشی استیو جابز
۶-شروع کردن با انتظارات اشتباه
کارآفرینی آسان نیست و سریع هم جواب نخواهد داد.
در حین کارآفرینی نخواهید توانست دور دنیا سفر کنید، کار تمام وقت خود را باید رها کنید و سخت کار کنید، احتمالا سالهای اول سود چندانی نخواهید کرد. با خیال سود فراوان و یک شبه ثروتمند وارد نشوید که به زودی متوجه تفاوت دید خودتان با واقعیت خواهید شد. موفقیت یک شبه وجود ندارد. با این بازار رقابتی باید همیشه سخت کار کنید. فرصتی برای جشن گرفتن وجود ندارد.
از کارآفرینانی که کاری شبیه شما انجام داده اند بپرسید چه استرس و رقابتی را پشت سر گذاشته اند. حال از خود بپرسید آیا آمادگی روحی و فنی این کار را دارید؟ آیا می توانید از پس فشار راه اندازی یک کسب و کار برآیید؟
۷-بیش از حد فکر کردن و کاری نکردن
برخی کارآفرینان اینترنتی که دنبال عرضه یک محصول کاملا بی نقص هستند همیشه درگیر فکرکردن هستند و کمتر کار می کنند. اگر نسبت نسبت عمل به فکر شما کمتر از ۸۰ درصد است دست از فکر کردن بردارید همین امروز مشغول به کار شوید. یک کار شکست خورده هزاران بار بیشتر از یک فکر عالی نتیجه می دهد.
۸-تنها کار کردن
شما کامل نیستید، همه کارها را بلد نیستید، در واقع هیچکدام از کارآفرینان بزرگ همه کارها را بلد نبودند. جک ما هنوز نمی تواند یک خط کد بنویسد! جابز بلد نبود یک برد کامپیوتری بسازد و پیر امیدیار توانایی مدیریتی زیادی نداشت.
شما با مردم کار میکنید، مردم را استخدام می کنید و به مردم می فروشید پس برای موفقیت با مردم همکاری کنید.

همراهی با دیگر کارآفرینان شما را با مشکلات پیش رو آشنا می کند، ایده های جدید به شما می دهد، شما را از وجود مشکلات آگاه می کند و به شما دلگرمی میدهد. اگر تنها کسب و کار خود را راه انداخته اید از دیگران کمک بخواهید، مدیر بازاریابی، مدیر فنی و یا مدیر توسعه شرکت شما همراهان خوبی برای شما خواهند بود.
با دیگر کارآفرینان رابطه برقرار کنید و از کمک آنها استفاده کنید، شاید منابع مالی و انسانی جدیدی به شما پیشنهاد شود. مطمئنا اتفاقات خوبی برای شما رخ خواهد داد.
۹-بلاگ یک کسب و کار نیست
بلاگ یک کسب و کار نیست، مجددا تکرار می کنم بلاگ یک کسب و کار نیست!
بزرگترین آفت تولید محتوا، تولید محتوا است! تولید محتوا بهترین راه برای تبلیغ است اما صرف تولید محتوا درآمدزا نیست. داشتن یک بلاگ یا یک شبکه اجتماعی یک ابزار فوق العاده برای به اشتراک گذاشتن ایده ها و ارتباط با مردم و پیدا کردن مخاطب است، اما عرضه محتوی رایگان یک کسب و کار نیست یک راه برای پیدا کردن نفوذ و یافتن مخاطب است.
اگر میخواهید وبلاگ شما به یک کسب و کار تبدیل شود به تبلیغات در وبلاگ خود دلخوش نکنید، به یک بیزنس پلن عالی برای کسب درآمد نیاز دارید.
۱۰-شروع نکردن
کسانی که از جای خود تکان می خورند گاهی شکست می خورند اما کسانی که هرگز تکان نمی خورند همیشه شکست می خورند.
شما هم حتما دوستی دارید که می گوید نمی شود مثل استیو جابز شد و همه کسب و کارهای نوپا شکست می خورند. اجازه ندهید ترس از شکست باعث شود شما هرگز کاری را شروع نکنید. اگر شروع نکنید هیچ شانسی برای پیروزی ندارید. بله قبول دارم که بسیاری از کسب و کارهای نوپا شکست می خورند و اکثر کارآفرینان چند بار کاملا شکست خورده اند اما اگر شکست وجود نداشته باشد پیروزی ارزشی ندارد.
اشتباهات بهترین منبع برای یادگیری و بهترین وسیله تصحیح اشتباهات هستند. از اشتباه کردن و شکست خوردن نترسید بلکه به استقبال آن بروید. با امید کار خود را شروع کنید و اگر هم شکست خورید باز تلاش کنید.
با وجود اینکه در عصر دیجیتال زندگی میکنیم، همچنان چالشهای زیادی برای وبسایتهای فروشگاهی وجود دارد. رقابت بین میلیونها محصول بسیار شدید است. در این میان ابزاری قدرتمند وجود دارد (گوگل) که کاربران به راحتی با جستجو در آن میتوانند قیمتها و مشخصات محصولات را بررسی کنند و بهترین گزینه خرید را انتخاب کنند و تصمیم بگیرند قبل از ورود به سایت شما چه چیزی بخرند. حال با توسعه و رشدی که امروزه دیجیتال مارکتینگ داشته، این 13 استراتژی در دیجیتال مارکتینگ بسیار اهمیت دارند تا شما هم بتوانید با اجرای این موارد، سهمی از 2.8 ترلیون دلار سالانه این بازار داشته باشید.
1. تصویر محصول را به بهترین شکل نمایش دهید
کاربران و خریداران دوست دارند که تقریبا به هر نوع اطلاعات در هر زمانی دسترسی داشته باشند؛ چرا که جنبه بصری محصول روی خریداران بسیار اثرگذار است. استفاده از تصاویر با جزئیات دقیق به شما کمک میکند محصولات شما را بدون دردسر و خیلی سریع ببینند و شاید بدون مطالعه توضیحات، اقدام به خرید کنند. میتوانید برای تصاویر خود قابلیت بزرگنمایی بگذارید یا امکان نمای 360 درجه برای محصولات فراهم کنید. بررسیهای انجام شده نشان داده که قرار دادن تصاویر سه بعدی میتواند فروش را 25 تا 30 درصد افزایش دهد.
2. ویدیویی از محصول قرار دهید
اگرچه همه محصولات نیازی به ویدیو ندارند اما میتوانید کاربرد آن را در قالب یک ویدیو منتشر کنید. بنا بر گزارش HubSpot، بودن ویدیو برای محصول حدود 81 درصد از خریداران را مجاب میکند که اقدام به خرید کنند. اگر بتوانید برای محصول خود یک ویدیو آماده کنید و جزئیاتش را کامل توضیح دهید، خریداران به درستی تصمیم میگیرند و با اطمینان بیشتری خرید میکنند.

3. از هوش مصنوعی کمک بگیرید
هوش مصنوعی میتواند تاثیر قابلتوجهی در فروش اینترنتی شما بگذارد. با هوش مصنوعی میتوانید اطلاعات و رفتارهای کاربران را جمعآوری کنید و واکنشهای مشتریان را ثبت کنید. سپس معیارهای نرخ تبدیل، نرخ مشارکت و خیلی موارد دیگر را مورد بررسی قرار دهید. با این اطلاعات میتوانید عملکرد سایت را بهبود دهید و کاربران را به خریداران وفادار تبدیل کنید. هر چقدر کاربران در سایت شما احساس بهتری داشته باشند و تجربه خوبی کنند، احتمال بازگشت آنها بالا میرود و نظرات مثبت برای سایت بیشتر خواهد شد.
هوش مصنوعی میتواند به شما بگوید که بازدیدکنندگان چه محصولاتی را بیشتر میخواهند و بر اساس این اطلاعات، محصول موردنظر کاربر را برایشان نمایش دهید. همچنین از هوش مصنوعی میتوانید در جهت توسعه بخش پشتیبانی استفاده کنید و یک تجربه شیرین را برای مشتریان خود از زمان خرید تا تحویل رقم بزنید.
4.قابلیت فیلتر محصولات را به سایت خود اضافه کنید
وقتی محصولات در سایت، بیشتر و بیشتر میشوند، به یک فیلتر پیشرفته نیاز پیدا خواهید کرد. هیچکس وقت ندارد تک تک محصولات سایت را ببیند و از بین آنها انتخاب کند بلکه شما باید شرایط را فراهم کنید تا کاربر بتواند با سرعت و دقت بالا، به محصول موردنظر خود برسد. طبق گزارشات bigcommerce.com حدود 42 درصد از سایتهای فروشگاهی از فیلتر پیشرفته استفاده نمیکنند، پس با افزودن این قابلیت میتوانید نرخ تبدیل و فروش را افزایش دهید و خرید برای کاربران راحتتر کنید.

5. از رباتها در چتهای آنلاین استفاده کنید
این مورد هم یک هوش مصنوعی است؛ اما استراتژی خودش را دارد. پاسخگویی درست و دقیق به سوالات، احتمال خرید را افزایش میدهد و خرید را آسانتر میکند. دلیلش این است که شما برای سوال خریدار فورا پاسخی در جهت رفع آن میدهید و آنها نیز مسیر خرید را ادامه میدهند؛ بنابراین پاسخهایی که رباتها میدهند بسیار اهمیت دارد چون میتواند مسیر خرید را تغییر دهد. توجه داشته باشید که با این رباتهای کوچکِ پاسخگو میتوانید طوری پاسخدهی کنید که خریداران حس کنند طرف مقابل یک انسان است.
6. در ارسال محصول انعطاف داشته باشید
یکی از دلایلی که سبد خرید، توسط خریداران رها می شود، گزینههای کم یا نامناسب در ارسال محصول است. 45 درصد از خریداران آنلاین، هنگامی که با گزینههای نامناسب ارسال کالا مواجه میشوند، سبد خرید را رها میکنند. توقع برخی کاربران این است که بعد از پرداخت وجه، محصول باید خیلی سریع به دستشان برسد یا اینکه انتخاب کنند محصول کمی دیرتر به دستشان برسد و در مقابل هزینه کمتری را پرداخت کنند؛ بنابراین هدف شما فقط فروش محصول نیست و باید راههای ارسال محصول را هم در حالتهای متنوع قرار دهید؛ بنابراین گزینههای متنوعی را برای ارسال قرار دهید تا خریدار انتخابهای بیشتری برای تحویل داشته باشد.
مثلا میتوانید برای ارسال، گزینههای زیر را داشته باشید:
7. درصد رها کردن سبد خرید را کاهش دهید
همانطور که در بالا اشاره کردیم، تعداد زیادی از کاربران در مواجهه با منطبق نبودن گزینههای ارسال با شرایط خودشان، سبد خرید را رها میکنند. 69 درصد از موارد برای زمانی است که هزینههای ارسال منطقی نیست. یکی دیگر از دلایل رها کردن سبد خرید این است که فرایند خرید برای خریدار پیچیده است. کند بودن سرعت سایت در صفحه تسویه حساب مشکل دیگری است که میتواند منجر به رها کردن سبد خرید شود. پس باید فرایند را ساده کرد و سرعت را بهبود داد و گزینههای ارسال را افزایش داد تا خریدار سبد خرید را رها نکند.
یکی از موثرترین راهکارهای برگرداندن افراد به سبد خرید این است که برای آنها ایمیلهایی ارسال کنید و ترغیبشان کنید تا خرید خود را ادامه دهند. بر اساس بررسیهای انجام شده، نزدیک به نیمی از ایمیلهای یادآوری سبد خرید، توسط افراد باز میشوند و حدود یک سوم به فروش ختم میشود.
8. قابلیت افزودن به علاقهمندیها را به سایت خود اضافه کنید
لیست علاقهمندیها برای کاربران میتواند به فروش شما کمک کند. چرا که متوجه خواهید شد کاربران شما به چه محصولاتی علاقهمند هستند. با داشتن این اطلاعات طلایی میتوانید برای آنها ایمیلهایی ارسال کنید و پیشنهادهای شگفتانگیزی بدهید و این لیست طلایی علاقهمندیها را به خرید تبدیل کنید.
9. اجازه دهید برای محصولات امتیاز و نظر ثبت شود
هیچ چیزی بهتر از این نیست که خریدار محصولی را ببیند که افراد دیگر، از خرید آن رضایت کامل دارند و نظرات مثبتی را برایش ثبت کردهاند. ثبت تجربه خوب خریداران قبلی برای محصول، باعث میشود که اطمینان برای خریدار جدید ایجاد شود. احتمال خرید محصولی که مورد تایید خریداران قبلی بوده 54 درصد بیشتر از دیگر محصولات است. دو روش ساده وجود دارد که کاربران تجربه و نظر خود را راجب محصول خریداری شده بدهند:

10. سایت شما باید نمایش خوبی در موبایل داشته باشد (رسپانسیو باشد)
امروزه کاربران ترجیح میدهند کارهای آنلاین خود را با موبایل انجام دهند. این رفتار در خریدهای آنلاین نیز صدق میکند؛ بنابراین سایت شما باید طوری طراحی شده باشد که نمایش مناسب و درستی در گوشیهای تلفن همراه داشته باشد. طبق گزارش Adweek، گوگل به این نتیجه رسیده است که 73 درصد از کاربران وقتی سایتی را میبینند که نمایش خوبی در صفحه نمایش موبایلشان ندارد، آن را ترک میکنند.
دکمهها، لینکها و چیزهایی که اهمیت بالایی دارند را طوری قرار دهید که به راحتی قابل رویت باشند؛ مثلا دکمه افزودن به سبد خرید» در صفحه محصول بهتر است بهصورت چسبان در حالت موبایل باشد تا وقتی خریدار صفحه سایت را به بالا و پایین میبرد، دکمه افزودن به سبد خرید» همیشه برایش در دسترس باشد. این نکته برای دکمه سبد خرید هم صدق میکند که باید طوری باشد که همیشه در دسترس خریداران باشد.
11. هدفگیری مجدد کنید
هدفگیری مجدد یکی از نکات اساسی موفقیت برای هر سایت فروشگاهی است. از هوش مصنوعی کمک بگیرید و رفتار خریداران را ثبت و بررسی کنید. سپس محصولات و خدمات خود را به مشتریان خود نمایش دهید. کاربران شما با مراجعه به سایت، از بودن این خدمات آگاه میشوند و خیلی سریع به صفحه محصولاتی که موردعلاقهشان بوده میروند یا محصولی را که فراموش کرده بودند را بازبینی میکنند.
12. صفحه پرداخت را ساده کنید
بخشها و فیلدهای پیچیده و اضافی را از صفحه پرداخت حذف کنید و این بخش را به سادهترین شکل ممکن طراحی کنید؛ چرا که طراحی نامناسب برای این صفحه، منجر به رها کردن صفحه پرداخت میشود. صفحه پرداخت بهتر است چند مرحلهای نباشد و همه کارها در یک صفحه انجام شود. اگر یک صفحه بودنش امکانپذیر نیست و باید بیشتر از یک صفحه باشد، حتما صفحات قبل از پرداخت را سادهتر طراحی کنید. یکی دیگر از نکاتی که در صفحه پرداخت باید رعایت کنید قرار دادن نوار پیشرفت کار است که بسیار میتواند روند کار را بهبود دهد.
13. فروش محصولات را در شبکههای اجتماعی گسترش دهید
با توجه به استفاده زیاد کاربران از شبکههای اجتماعی، محصولات خود را در این شبکهها قرار دهید و امکان مشاهده محصولات خود را در شبکههایی مانند اینستاگرام، تلگرام، فیسبوک فراهم کنید و اجازه دهید تا کاربران خارج از سایت هم بتوانند اقدام به خرید کنند.
منبع: مدیر سبز
بسیاری از افراد جامعه به دلیل نداشتن شناخت کافی معتقدند که کسب درآمد از اینترنت کار افراد تنبل است، اما عقیده ما در گروه مدیر وب کاملاً برخلاف این گروه است و ما اعتقاد داریم که افراد زرنگ در این حوزه موفقتر هستند. شاید این دیدگاه اشتباه باعث شود که افراد زیادی در بین راه خسته شده و مسیر موفقیت خود را رها کنند. کسب پول از اینترنت بدون داشتن سرمایه نیاز به تخصص کافی دارد و باید فرد به طور مداوم با دنیای دیجیتال در ارتباط باشد. بنابراین، در گروه مدیر وب تصمیم گرفتیم که روش کسب درآمد از اینترنت را به شکل دقیق مورد بررسی قرار دهیم و راههای کسب درآمد اینترنتی را معرفی کنیم تا شما نیز از آنها استفاده کنید. پس با ما همراه باشید.
قبل از هر چیزی اجازه دهید که تعریف عامیانه و دلنشینی از کسب درآمد از اینترنت داشته باشیم. کسب درآمد از اینترنت یا همان کسب پول از طریق اینترنت مورد سؤال بسیاری از کاربران است و همه ما دوست داریم که با آسانترین راه ممکن درآمد ثابت ماهیانه برای خود درست کنیم. پس باید قبول کنید که انگیزه کافی برای استفاده از این روش وجود دارد، اما نکتهای که باعث دلسردی اکثر کاربران میشود، این است که رقابت در این حوزه بسیار بالا بوده و فرد باید صبر و حوصله کافی برای فعالیت در آن داشته باشد.
شما:
پس کسب درآمد از اینترنت یعنی کسب تخصص و دانش به مرور زمان و به کار گرفتن آنها در فضای مجازی. اگر پشتکار و توانایی کافی برای فعالیت در این بخش را دارید، ما به شما اطمینان میدهیم که موفق خواهید شد، فقط زمان بگذارید!
با توجه به اینکه حجم وسیعی از کسب و کار اینترنتی با استفاده از کامپیوترها انجام میشود، شاید بسیاری معتقد باشند که شروع کسب درآمد با اینترنت با ظهور کامپیوتر انجام گرفت. اگرچه اولین کامپیوتر در سال 1937 میلادی ساخته شد، اما ظهور اینترنت به سال1960 برمیگردد و تا سال 1990 جنبه همگانی نداشته است. بیشترین تحول در حوزه اینترنت و مشاغل کامپیوتری از سال 2000 به بعد رخ داد و از این زمان به بعد را میتوان زمان انفجار کسبوکارهای آنلاین معرفی کرد. البته اگر چه در این سالها بیشتر درآمدها به تبلیغات و بحث وبسایتها برمیگشت، اما به مرور زمان با ظهور شبکههای اجتماعی مانند فیسبوک و به دنبال آن برنامههایی مانند اینستاگرام و تلگرام، روند کسب درآمد از اینترنت تحول بیشتری داشت که به روند کنونی آن رسیده است. خوشبختانه در حال حاضر کسب پول به کمک برنامههای اینترنتی فقط به کامپیوتر و برنامههای کامپیوتری محدود نمیشود و اپلیکیشنهای متعددی وجود دارد که به راحتی میتوان از آنها برای کسب درآمد استفاده کرد. در ادامه به برخی از روشهای کسب درآمد از طریق اینترنت خواهیم پرداخت و نشان میدهیم که دلیل تمایل بیشتر جامعه به این روش چیست.

سوالی که اینجا مطرح میشود این است که چرا بیشتر افراد جامعه به کسب درآمد از اینترنت علاقه دارند؟ مطمئناً افراد با توجه به شناخت و تجهیزاتی که در اختیار دارند، پاسخهای متفاوتی به این سؤال خواهند داد، اما چند نکته باعث جذابیت بالای این روش شده است:
اکنون که با اصول اولیه و تجهیزات مورد نیاز برای شروع کسب درآمد از اینترنت آشنا شدیم، لازم است که برخی از روشهای اجرائی آن را نیز بشناسیم تا بتوانیم عملکرد موفق و قابل اطمینان در این حوزه داشته باشیم. ابزارهای استفاده شده برای به دست آوردن پول از طریق اینترنت متفاوت هستند و به تبع این تفاوتها، لازم است که از روشهای مختلفی استفاده کنیم. این روشها ممکن است منحصر به یک برنامه خاص باشند یا در چند مورد به کار گرفته شوند.
در سال 2012 شرکت اینستاگرام توسط شرکت فیسبوک خریداری شد و بسیاری از برنامههای بازاریابی و تبلیغات فیسبوک به این برنامه انتقال یافت. اما کاربران نیز میتوانند از این ابزار برای کسب درآمد استفاده کنند. هنرمندان، ورزشکاران معروف، فوتبالیستها و افرادی که دارای قابلیتهای منحصر به فرد مانند طنز یا کارهای خارق العاده هستند، در اپلیکیشن اینستاگرام میتوانند فیلم، عکس، لایو یا پخش زنده، و استوری بگذارند و از این طریق فالوور یا دنبالکننده بیشتری جذب کنند. هرچه تعداد دنبالکننده این پیجها بیشتر باشد، یعنی نرخ تعامل پیج مورد نظر بالا بوده و با افراد بیشتری در ارتباط است. این موضوع باعث میشود که صفحه مورد نظر برای تبلیغات بسیار مناسب باشد و از تبلیغات به عنوان یک روش کسب درآمد بهره ببرد. حتی صاحب این پیجها میتوانند محصولات مختلفی را در این صفحات قرار دهند و به عنوان محصول بفروشند. برای کسب درآمد از اینستاگرام تنها لازم است که یک صفحه بسازید و با سایر کاربران موجود در اینستاگرام در ارتباط باشید. هرچه تعداد فالوورها و نرخ تعامل پیج شما بالاتر باشد، احتمال کسب درآمد شما بیشتر است.

تلگرام نیز یکی دیگر از شبکههای اجتماعی و اپلیکیشنهای قابل نصب بر روی گوشیهای هوشمند است که میتوانید با استفاده از آن با سایر کاربران در ارتباط باشید. ارتباط از طریق تلگرام بسیار ساده است و از طریق ابزارهایی مانند کانالهای تلگرامی و گروههای تلگرامی میتوانید به کسب درآمد بپردازد. با توجه به اینکه روشهای ارتباط کاربران در تلگرام متنوع هستند، روشهای کسب درآمد از طریق آن نیز متفاوت است. برای کسب درآمد از تلگرام تنها لازم است که اپلیکیشن آن را نصب کنید، یک موضوع خاص پیدا کنید و برای آن یک کانال ایجاد کنید یا محصولات خود را در این کانال قرار دهید و به جذب اعضا برای کانال خود بپردازید. به مرور زمان جذب کاربر برای کانال شما به حالت مویرگی افزایش مییابد و میتوانید از آن برای تبلیغ و فروش کالاهای مورد نظر خود استفاده کنید.
برای کسانی که در زمینه خاصی تخصص دارند و میتوانند کار مورد نظر را در منزل انجام دهند، فعالیت فریلنسینگ میتواند یک روش مناسب برای کسب درآمد از اینترنت باشد. فریلنسر به کسی گفته میشود که پروژههای سایر افراد را به صورت کار در منزل و به صورت دورکاری انجام میدهد و در ازای انجام آن، مبلغی دریافت میکند. افراد فریلنسر میتوانند پروژههایی مانند ترجمه، تایپ، طراحی، طراحی سایت، کارهای گرافیکی و یا حتی طراحی بنر را انجام دهند و در قبال آن پول دریافت کنند. یکی از معروفترین وب سایتهای فعال در ایران در زمینه فریلنسینگ، سایت پونیشا است که زمینه فعالیت تعداد زیادی از کاربران در حوزههای مختلف را فراهم آورده است.
وبلاگ نویسی نسبت به سایر روشهای کسب درآمد از طریق اینترنت قدیمیتر است و با وجود الگوریتمهای جدید در جستجوگرها، هنوز هم وبلاگ نویسی از اهمیت ویژهای برخوردار است. یک وبلاگ نویس میتواند دنبالرو یک موضوع خاص باشد و از طریق بهینه سازی مطالب خود، وبلاگ مورد نظر را به صفحه اول گوگل بکشاند. بنابراین با قرار دادن بنرهای تبلیغاتی مربوط به سایر حرفهها، فروش بک لینک، و مواردی از این قبیل، زمینه کسب درآمد خود را فراهم کند. برای این کار میتوانید یک وبلاگ معمولی بسازید، یک دامنه ir برای آن انتخاب کنید و یک موضوع که طرفداران زیادی دارد را انتخاب کرده و شروع به نوشتن و بهینه سازی مطالب آن کنید.
داشتن فروشگاه اینترنتی کمی سخت است و ممکن است نسبت به سایر روشها هزینه بیشتری داشته باشد، اما اگر در این مسیر موفق عمل کنید، مطمئناً میتوانید یک منبع کسب درآمد پایدار با درآمد بالا برای خود ایجاد کنید. فروشگاه اینترنتی ممکن است شامل فروش محصولات الکترونیکی، محصولات غذایی، محصولات تزیینی یا حتی محصولات دانلودی باشد. برای این کار باید ابتدا یک فروشگاه اینترنتی طراحی کنید یا قالب یک فروشگاه را بخرید. با ثبت دامنه و خرید هاست برای این فروشگاه، رسماً فعالیت شما شروع میشود و باید محصولات و خدمات خود را در فروشگاه قرار دهید. هر چه موفقیت شما در بالا بردن فروشگاه در رتبه بندی موتورهای جستجو بیشتر باشد، مطمئناً ترافیک بیشتری به کسبوکار خود جذب خواهید کرد و مشتریهای شما نیز بیشتر خواهد بود. باید قبل از راه اندازی فروشگاه اینترنتی، در مورد مراحل مختلف آن امکان سنجی انجام دهید و به سراغ کالاهایی بروید که افراد بیشتری در اینترنت به دنبال آنها هستند. حتی اگر دانشجو هستید، میتوانید جزوات خود یا سایر دوستان را در قالب فایلهای دانلودی بفروشید.
اگر به دنبال یک روش کسب درآمد از اینترنت بدون کمترین دردسر ممکن و یا نیاز به مهارت ویژه هستید، حتماً سایتهای کلیکی را دنبال کنید. این سایتها به عنوان واسطه شرکتهای مختلف عمل میکنند و وظیفه آنها ایجاد بازدید برای وبسایتهای مختلف است. شما به عنوان یک کارمند اینترنتی نیازی به آشنایی با تخصص خاصی ندارید و فقط با استفاده از یک کامپیوتر و یک خط اینترنت میتوانید در طول روز درآمدی ثابت برای خود ایجاد کنید. روش کار این سایتها بدین صورت است که شما یک حساب کاربری برای خود ایجاد میکنید و در ازای کلیک کردن بر روی برخی سایتهای خاص و دیدن تبلیغات آنها، مبلغی بابت آن دریافت میکنید. میزان درآمد شما در این روش با میزان کلیک شما برروی تبلیغات مختلف و دیدن آگهیهای تبلیغاتی آنها در ارتباط است.
با ظهور سیستم عامل اندروید و ios امروزه شاهد استفاده هر چه بیشتر از اپلیکیشنها در گوشیهای هوشمند هستیم. این گستردگی به حدی زیاد شده است که به اپلیکیشنهایی مشابه با کاربرد یکسان زیاد برمیخوریم. اپلیکیشنهایی در زمینه پیدا کردن آدرس، ارائه دستور آشپزی، اجرای مسابقههای مجازی و یا هر اپلیکیشن دیگری که به نظر شما خلاقانه باشد و در جذب مشتری موفق عمل کند، میتواند به شما در فرایند کسب درآمد از اینترنت کمک کند. البته فراموش نکنید که نیازسنجی بازار قبل از هر اقدامی، بسیار حیاتی است.
فضای اینترنت برای کسانی که خلاق باشند، پر از درآمد و پول است و اگر کسی در حوزه مربوط به آن متخصص باشد، مطمئنا بیشتر موفق خواهد بود. در بالا به دو راهکار کسب درآمد از تلگرام و کسب درآمد از اینستاگرام اشاره کردیم. شاید ندانید! اما امروزه برخی از افراد رباتهایی طراحی کردهاند که امکان افزایش اعضای کانالهای تلگرام و فالوور های اینستاگرام را فراهم میکنند. اگر به این حوزه علاقه دارید، سعی کنید که اصول اولیه و مقدماتی آنها را یاد بگیرید و به راحتی با استفاده از این رباتها به کسب درآمد بپردازید. یک ربات اینستاگرام میتواند به مانند یک کاربر عمل کند و در جذب فالوور، لایک کردن مطالب و فالو کردن افراد مختلف تأثیر داشته باشد.
این روش برای کسانی که در یک زمینه خاص تخصص دارند بسیار مناسب و ایده آل است. رشتههایی مانند روانشناسی، مشاورههای دینی، مشاورههای ازدواج و خانواده، مشاوره در زمینه رژیمهای غذایی و مشاوره در حوزه ورزش در این بخش، شما را به درآمد کافی خواهد رساند. حتی اگر خود شما در این زمینهها تخصص ندارید، میتوانید یک سایت طراحی کنید و زمینه بالا رفتن آن در موتورهای جستجو فراهم کنید و جلسههای مشاوره را با استخدام یک متخصص حرفهای برگزار کنید.
با توجه به اینکه خود من یکی از مشتریان پروپاقرص یکی از آشپزخانههای مجازی هستم، پیشنهاد میکنم که برای کسب درآمد از طریق اینترنت به سراغ این راهکار بروید. برای کسانی که به آشپزی علاقه دارند، طراحی یک سایت آشپزی بین 200 تا 500 هزار تومان هزینه دارد و نوشتن مطالب آن نیز کار سختی نیست. سعی کنید فیلمها و مطالب مربوط به آموزش آشپزی را در این سایتها قرار دهید و به جذب مخاطب برای آن بپردازید. اگر در زمینه بهینه سازی و سئو آشپزخانه مجازی خود موفق عمل کنید، مطمئن باشید که به زودی مشتریان زیادی برای غذاهای شما تماس خواهند گرفت.
زمانی که اسم پایگاه داده آورده میشود، بسیاری از ما از اسم و عنوان آن میترسیم، اما به خاطر داشته باشید که شما نیز برای کسب درآمد از اینترنت میتوانید یک پایگاه داده کوچک و یا حتی بزرگ ایجاد کنید. امروزه میبینید که بسیاری از وبسایتها و وبلاگها در زمینه فروش مقالههای علمی و ترجمه شده، فعالیت میکنند و حتی نمونههای مختلفی از پایاننامههای دانشگاههای مختلف را میفروشند. برای کسب درآمد از این روش، با کلیه دوستان خود در تمام شهرهای ایران مکاتبه کنید و سعی کنید که دادههای علمی آنها را گرد آوری کنید. در گام بعدی به سراغ یک طراح سایت بروید و یک قالب آماده خیلی ساده بخرید. با این کار، به راحتی میتوانید از طریق تلفن و راه کارهای دیگر نسبت به فروش این محصولات اقدام کنید.
برخی از شرکتهای بزرگ بینالمللی مانند آمازون و ای بی و همچنین برخی شرکتهای داخلی مانند دیجی کالا از این روش برای بالابردن آمار فروش خود استفاده میکنند. این روش برای کسانی که به دنبال شغل دوم هستند یا در زمینه بازاریابی تبحر ویژهای دارند، بسیار مناسب است. در این روش، شما به عنوان یکی از فروشندگان این شرکتها وظیفه فروش محصولات را برعهده دارید و به صورت کمیسیون چند درصد از میزان فروش خود را بر میدارید. برای رونق دادن به این روش میتوانید در شبکههای اجتماعی مختلف مانند اینستاگرام، تلگرام، فیسبوک و حتی توییتر به فعالیت بپردازید و به جذب مشتری برای کسب و کار خود بپردازید. این روش نیاز به تخصص خاصی ندارد و فقط باید بتوانید افراد بیشتری به صفحات اجتماعی خود جذب کنید تا از آنها مشتریهای بالقوه بسازید و محصولات خود را به آنها بفروشید.
در حال حاضر نیز شیوه همکاری در فروش در مدیروب راه اندازی شده است و چنانچه میخواهید درباره آن و نحوه کسب درآمد از آن بیشتر بدانید میتوانید به این صفحه بروید.

برخی از شرکتها برای کاهش هزینههای جاری خود و همچنین به دلیل نبود فضای کافی، به دنبال کارمندهای غیر حضوری و کارمند خانگی هستند که تمامی فعالیتهای آنها را در منزل انجام داده و از حقوق و مزایای یک کارمند برخوردار میشود. تعداد این شرکتها کم است و پیدا کردن آنها کمی سخت است، اما اگر بتوانید یک مورد از این شرکتها را بیابید، هم میتوانید در محیط منزل خود با خیال راحت به انجام کار بپردازید و هم از سایر روشهای کسب درآمد از طریق اینترنت استفاده کنید. به عنوان مثال شما میتوانید به عنوان منشی تلفنی یک شرکت یا مسئول دفتر یک مدیر شرکت فعالیت کنید و به طور همزمان به عنوان فریلنسر در زمینه تایپ و ترجمه نیز به کسب درآمد بپردازید.
این روش نسبت به سایر روشهای کسب درآمد از اینترنت، نیاز به یک نرمافزار مخصوص نیز دارد که برای ضبط فیلمهای آموزشی مورد استفاده قرار میگیرند. فرض بگیریم که شما در زمینه کار با نرم افزار فتوشاپ، کار با سیستم هایی مانند وردپرس و جوملا، کار با نرم افزارهای طراحی سایت و مواردی از این قبیل آشنایی دارید و میتوانید فرایند آموزش آنها را به صورت مجازی و به کمک فیلمهای آموزشی انجام دهید. این بهترین فرصت برای شماست که از نحوه آموزش هر کدام از این نرم افزارها فیلم برداری کنید و برخی از کلیپهای آنها را در شبکههای اجتماعی یا در سایتهایی مانند یوتیوب و آپارات قرار دهید. حتی میتوانید بر روی طراحی یک سایت حرفهای سرمایه گذاری کنید و از این طریق محصولات خود را بفروشید.
راهکارهای مختلفی برای کسب درآمد از اینترنت وجود دارد که با توجه به دسترسی شما به تکنولوژیهای مختلف میتوانید هر کدام از آنها را استفاده کنید. چیزی که در این بین اهمیت پیدا میکند این است که مسیر خود را به درستی انتخاب کنید و در مسیر خود با تجربه پیروزیها و شکستهای مختلف، به یک فرد باتجربه تبدیل شوید. ما با توجه به سابقه خود در زمینه کسب و کارهای اینترنتی، چند اشتباه بزرگ در مسیر کسب درآمد از طریق اینترنت را پیدا کردهایم که عبارتند از:
در بند اول این متن اشاره کردیم که دو طیف از افراد جامعه به سمت کسب درآمد از طریق اینترنت میروند که دسته اول افراد تنبل و دسته دوم افراد فعال در حوزه دیجیتال هستند. یکی از مشکلاتی که دسته اول با آن دست و پنجه نرم میکنند این است که میخواهند راه صد ساله را در یک شب طی کنند. خبر بد در این زمینه این است که چنین موضوعی به هیچ وجه امکان پذیر نیست و فضای کسب و کار آنلاین به مشاغل و مهارت متناسب با آن نیاز دارد تا بتوانید به موفقیت برسید.

شاید پس از چند روز یا حتی چند ماه فعالیت در تلگرام، اینستاگرام یا در وبلاگ خود به این نتیجه رسیده باشید که کسب درآمد از اینترنت کار هر کسی نیست. اولاً باید زمان کافی به کار خود اختصاص دهید و روشهای مختلف را امتحان کنید تا بتوانید مسیرهای موفقیت را پیدا کنید. ممکن است در زمینه تولید چاقو حرفهای باشید، یا شاید یک تایپیست حرفهای باشید، اما چون از کسبوکار آنلاین میترسید، فرصت فروش و ارائه آنلاین آن را از دست میدهید. نهایتاً مجبور هستید که یک یا چند هفته را به آموزش اصول اولیه اختصاص دهید و سپس همزمان با عرضه محصولات و خدمات خود، گامهای بعدی را بردارید.
این اشتباه بیشتر مخصوص کسانی است که خود شاغل هستند و به ظرفیت بالقوه اینترنت برای کسب پول پی بردهاند. معمولاً این افراد به دلیل هیجان اولیه خود سعی میکنند که از شغل اول خود استعفا داده و تمرکز خود را بر روی کسبوکار آنلاین قرار دهند. موفقیت در این صورت بسیار کم است و به ریسک آن نمیارزد. پیشنهاد ما در این زمینه این است که شغل قبلی خود را ادامه دهید و بخشی از زمان روزانه را به فعالیت در حوزه مجازی اختصاص دهید. پس از مدتی که در کار خود حرفهای شدید و به این نتیجه رسیدید که با تخصیص زمان بیشتر میتوانید درآمد بالاتری داشته باشید، آن وقت به سراغ استعفا از شغل قبلی خود بروید و تمام تمرکز خود را بر روی کسب درآمد از اینترنت قرار دهید.
دلیل تاکید بیش از حد ما بر روی مسئله افراد تنبل این است که ترجیح میدهند که از فضا یا از محیط خود تکان نخورده و به راحتی پول زیادی به دست بیاورند. عملاً به خاطر داشته باشید که کسب پول از طریق اینترنت چندان راحت نیست و لازم است که زمان زیادی به این کار اختصاص دهید. در ضمن اگر افراد تنبل بخواهند در این حوزه فعالیت داشته باشند، اگر چه از لحاظ فیزیکی زحمت زیادی متحمل نمیشوند، اما مجبور خواهند بود که بخش مهمی از تمرکز روحی و روانی خود را به این حوزه اختصاص دهند و مجبور میشوند که بحثهای جدید و پیشرفتهتری را فرا بگیرند.
برای بسیاری از افراد اینترنت و فضای مجازی به رفتن به گوگل و سرچ کردن چند کلمه ساده خلاصه میشود، یا ممکن است برخی از آنها تصور کنند که با تشکیل یک کانال تلگرام یا یک صفحه اینستاگرام میتوانند به راحتی در آن فعالیت داشته باشند و اعضای زیادی جذب کنند. کسب درآمد و جذب مشتری با هم ارتباط تنگاتنگی دارند و فرد باید تخصص کافی در بازاریابی و تبلیغات داشته باشد. بله! شاید شما تولید کننده عروسک یا حتی چاقوهای تزئینی باشید، اما این دلیل نمیشود که محصولات خود را به راحتی در یک کانال بفروشید. حتی ممکن است مجبور شوید که یک دیجیتال مارکتر یا بازاریاب دیجیتالی استخدام کنید تا بتوانند به نمایندگی از شما با مشتریان و مخاطبان احتمالی در ارتباط باشد. پس اگر تخصصی در استفاده از اینترنت ندارید، حداقل باید یک حرفهای در کنار خود داشته باشید.

با توجه به مطالبی که در مورد اشتباهات رایج در کسبوکارهای اینترنتی ذکر شد، تا حدود زیادی میتوانید حدس بزنید که چه برنامههایی موفقیت در این مسیر را تضمین میکند. کسب درآمد از طریق اینترنت و فضای آنلاین تا حدود زیادی به تجربه و داشتن دانش کافی وابسته است؛ به طوری که به هر اندازه نسبت به این مسیر دیدگاه بهتر و روشنتری داشته باشید، موفقیت شما قطعیتر و با احتمال بالاتری انجام میگیرد. برای موفقیت در این مسیر، توصیه میکنیم که حتماً چند مورد زیر را به خاطر داشته باشید:
فراموش نکنید که هر مسیری چه به صورت واقعی و چه به صورت آنلاین نیاز به برنامهریزی و هدفگذاری دارد. وقتی که شما قصد کسب درآمد از اینترنت را دارید و یکی از روشهای ذکر شده در بندهای قبلی را انتخاب میکنید، باید یک نقشه راه داشته باشید و گامهای بعدی خود را طبق این نقشه بردارید. به هیچ وجه سخت نیست! یک برگه سفید بردارید و در آن کارهایی که میخواهید انجام دهید و ااماتی که لازم است برای آن فراهم کنید یادداشت کنید و سعی کنید به صورت گامبهگام همراه با این دستورالعمل حرکت کنید.
به هیچ وجه این تصور را نداشته باشید که بدون داشتن دانش کافی و به روز میتوانید در یک مسیر موفق عمل کنید. در زندگی هر هدفی داشته باشید، نیاز به شناخت و دانش دارید. از طرف دیگر، فضای مجازی و دنیای آنلاین به سرعت در حال حرکت است و از تکنولوژیهای پیشرفته بهره میبرد. شاید شما یک خدمات عالی با کیفیت ایدهآل یا یک محصول فراگیر داشته باشید، اما اگر دانش کافی برای نشان دادن آن به مخاطبان خود را فرا نگیرید، زنجیره فروش شما ناقص خواهد بود و مجبور میشوید که به سراغ راهکارهای نامناسب و هزینهبر بروید. پس همیشه سعی کنید که حتی اگر به درآمد کافی از اینترنت رسیدید، فرایند کسب دانش خود را مختل نکنید و همیشه به دنبال راهکارهای جدید و منحصر به فرد بگردید.
وقتی که هدف اصلی شما کسب درآمد از اینترنت است، شاید این تصور برای شما به وجود بیاید که به طور کامل از فضای رقابتی دنیای واقعی خارج میشوید. اما به خاطر داشته باشید که فضای رقابتی در دیجیتال مارکتینگ و بازاریابی دیجیتال بسیار شدید است و شما با رقبای بسیار قوی و خطرناکی مواجه هستید. احتمالاً با واژههای سئو و بهینه سازی وب سایت، تبلیغات کلیکی، تبلیغات اینترنتی، بنر تبلیغاتی و مواردی از این قبیل آشنا هستید، پس باید سعی کنید که در هر کدام از این حوزهها به اندازه کافی قوی شوید و کمک کنید که کسبوکار آنلاین شما در این مسیر روند مناسب و عادی خود را طی کند. اگر در هر کدام از این مراحل از خود ضعف نشان دهید، مطمئن باشید که در این رقابت کم خواهید آورد. در وهله اول شما باید موتورهای جستجوی اینترنت را ترغیب کنید که کسبوکار شما را نشان دهند و در گام دوم سعی کنید مخاطبان و مشتریان را به سمت کسبوکار خود بکشانید.

یکی از ویژگیهای فروشگاههای بزرگ در دنیای واقعی این است که محصولات خود را دستهبندی میکنند. این میتواند یک استراتژی خوب برای شما در فرایند کسب درآمد از اینترنت باشد. شما قرار نیست که همه محصولات خود را به صورت یک دسته به فروش برسانید و از طرفی قرار نیست که همه مشتریان خود را در یک دسته کلی قرار دهید. چه هدف شما کسب درآمد از تلگرام یا اینستاگرام باشد، و چه اینکه بخواهید از ابزارهایی مانند وبلاگ نویسی استفاده کنید، باید این نکته را به خاطر داشته باشید که مطالب و خدمات خود را برای طیفهای خاصی از مشتریان آماده کنید و همیشه مشتریان و مخاطبان خود را نسبت به محصولات جدید تشنه نگه دارید.
این مورد را ترجیحاً با ذکر یک مثال توضیح میدهم، یک فروشگاه اینترنتی ساختهاید، محصولات خود را در آن قرار میدهید، به سراغ سئو و بهینه سازی وب سایت خود میروید، از تبلیغات کلیکی و ابزارهایی مانند گوگل ادوردز استفاده میکنید و تا جای ممکن بک لینک میخرید. به نظر شما چند نفر از رقبای شما از همین روند استفاده میکنند؟ خوشبختانه یا متاسفانه فضای اینترنت فراگیر است و یک بحث آموزشی توسط بیشتر مخاطبان آن دریافت میشود. پس اگر بخواهید روال عادی و تکراری را در کسبوکار آنلاین خود دنبال کنید، مطمئن باشید که مشکلات شما بسیار زیاد است. یک نکته مهم در کسب درآمد از طریق اینترنت این است که به سراغ سبک و روش خود بروید. شما هم میتوانید از اصول اولیه پیروی کنید و هم به اندازه کافی خلاقیت داشته باشید. سخت نیست!
تمامی این روشها به شما کمک میکند که کسبوکار خود را به اندازه کافی خلاق نشان دهید و جذابیت گمشده آن را برگردانید.

بهتر است چند سؤال کوچک و کوتاه در این مرحله پاسخ داده شود:
هدف از طرح این چند سؤال کوتاه این بود که با روشهای مختلف آنالیز کسب و کار آنلاین خود تا چه اندازه آشنایی دارید و میتوانید از آنها برای بررسی پروژه خود استفاده کنید. یک توصیه در انتهای این مطلب که میتواند به شما کمک کند این است که روشهای مختلف بررسی و آنالیز کسب و کار آنلاین خود را بشناسید و از آنها استفاده کنید تا روند کسب درآمد از اینترنت برای شما آسانتر باشد. اگر در هر کدام از این مراحل دچار مشکل هستید، مطالب متعددی در مورد آموزش و نحوه استفاده از این ابزارها در وب سایت مدیر وب قرار داده شده است که توصیه میکنم حتماً آنها را مطالعه کنید.
نکته آخر
در این مطلب نهایت تلاش خود را به کار گرفتیم که روشهای مختلف کسب درآمد از اینترنت را به صورت جزئی بیان کنیم و ابزارهای لازم را در هر کدام از هر حوزهها معرفی کنیم. شما ممکن است مسیر خود را در استفاده از اینستاگرام بیابید، از یک وبلاگ استفاده کنید یا در فرایند فروش یک فروشگاه آنلاین مشارکت داشته باشید. فقط به خاطر داشته باشید که باید زمان کافی به برنامه خود اختصاص دهید و روشهای مختلف را امتحان کنید تا بتوانید موفقترین مسیر ممکن را برای خود پیدا کنید. اگر باز هم ابهام دارید، با کارشناسان ما در گروه مدیر وب در تماس باشید تا شما را راهنمایی کنند.
منبع: مدیر وب
دیجیتال مارکتینگ چیست؟
دیجیتال مارکتینگ، هر نوع بازاریابی است که با کمک رسانهها و ابزارهای دیجیتال انجام میشود. ایمیل، پیامک، تلویزیونهای شهری، سایت، رسانههای اجتماعی و … نمونههایی از ابزارهای دیجیتال هستند. البته امروزه وقتی درباره دیجیتال مارکتینگ صحبت میشود منظور بیشتر بازاریابی اینترنتی است، یعنی استفاده از وبسایت، رسانههای اجتماعی و رسانههایی مافنند ایمیل برای معرفی و فروش محصولات و خدمات. در بسیاری از متون وقتی از دیجیتال مارکتینگ صحبت میشود منظور همان بازاریابی اینترنتی و آنلاین است
بخشهای کلیدی دیجیتال مارکتینگ
1. بازاریابی محتوا
بخش مهمی از دیجیتال مارکتینگ تولید و ارائه محتواهایی است که باعث جلب اعتماد مخاطب و خرید از ما میشود. منظور از محتوا ویدیوهای کوتاه آموزشی، مقالات، صوتها، عکسنوشتهها و موارد دیگری هستند که مخاطب ما با مشاهده آنها قانع میشود ما قابلاعتماد و حرفهای هستیم و به این نتیجه میرسد که خرید از ما به نفعش است.
2. تبلیغات آنلاین
برای آنکه افراد زیادی با شما آشنا شوند و در نهایت از شما خرید کنند لازم است بر افزایش ترافیک سایت کار کنید. با تبلیغات آنلاین در وبسایتها، اپلیکیشنها و رسانههای اجتماعی افراد جدیدی را به سمت سایت و رسانههای خود هدایت میکنید. تبلیغات اینترنتی ارزان نیست و اگر در انجام تبلیغات آنلاین حرفهای نشوید، پول زیادی را از دست خواهید داد.
3. سئو (بهینهسازی سایت برای موتورهای جستجو)
منظور از سئو آن است که در محتوا و ساختار سایت تغییراتی ایجاد کنیم تا وقتی مخاطب در گوگل کلیدواژه موردنظر ما را جستجو میکند، در اولین نتایج جستجو دیده شویم و بازدیدکنندگان سایت ما بیشتر شوند. البته به جز ایجاد تغییرات در سایت، کاری میکنیم سایتهای دیگر به ما لینک بدهند تا رتبه بهتری کسب کنیم.
4. بازاریابی با رسانههای اجتماعی
بازاریابی در رسانههای اجتماعی شامل جذب افراد به رسانههای شما، ایجاد تعهد در آنها برای پیگیری مطالب شما و در نهایت ارائه پیشنهادهای فروش به آنها است. البته اغلب بهتر است فرد را از رسانه اجتماعی به سایت بفرستیم و فروش در سایت اتفاق بیفتد.
5. بازاریابی با ایمیل
وقتی مخاطب عضو سایت ما شد یا ایمیلش را در اختیار ما قرار داد، ایمیلهای هوشمندی میفرستیم تا ابتدا اعتماد مخاطب به ما جلب شود و در مرحله بعد از ما خرید کند. مهارتهایی مثل نوشتن ایمیلهای اثرگذار، ساخت سیستم ارسال ایمیلهای خودکار و بررسی نتایج آن بخشهای مهم ایمیل مارکتینگ هستند.
6. تبلیغنویسی
منظور از تبلیغنویسی نوشتن متنهای اثرگذار برای سایت، صفحات محصول و رسانههای اجتماعی است تا بازدیدکننده با خواندن آن قانع شود که از ما خرید کند. تبلیغنویسی آنلاین ترکیبی از مهارتهای دیجیتال و قانع سازی است که باعث افزایش فروش میشود. تبلیغنویسی اصولی دارد که باید یاد بگیرید.
7. افزایش نرخ تبدیل سایت
منظور از بهینهسازی نرخ تبدیل سایت» آن است که با ایجاد تغییراتی در سایت مثل انتخاب رنگها، جای هرکدام از المانهایی مثل دکمهها، جزئیات منو و موارد دیگر باعث افزایش کلیک و فروش شویم. یکی از مهمترین بخشهای این موضوع، طراحی و سادهسازی فرایند خرید است تا افراد بیشتری بهراحتی از ما خرید کنند.
8. تحلیل سایت و بازدیدکننده
یکی از مهمترین کارهای دیجیتال مارکتر، تحلیل سایت و رفتار بازدیدکنندگان است. ابزارهایی مانند Analytics وجود دارد که شرکت گوگل ارائه کرده و به کمک آن میتوان تمام جزئیات بازدیدهای سایت و رفتار بازدیدکننده را تحلیل کرد. بدون این تحلیلها نمیتوانید تصمیمات مناسبی بگیرید.
در این مقاله میخواهیم دید جدیدی نسبت به دیجیتال مارکتینگ پیشرفته کسب کنیم و با این دید بتوانیم تمام کارهای دیجیتال مارکتینگ را به خوبی انجام دهیم.
تغییرات و چالشهای جدید
اکنون یک مدیر کسبوکار اگر بخواهد به تمام جزئیات دیجیتال مارکتینگ کسبوکار خود بپردازد یعنی مرتب در رسانههای اجتماعی محتواهای مناسبی قرار دهد که باعث فروش شود و سایت خود را روزبهروز آپدیت کند و مشکلات فنی سایت را حل کند و ایمیلهای با کیفیتی ارسال کند، متنهای تبلیغاتی بنویسد و… میتوان گفت این موضوع تقریبا غیرممکن شده است به این دلیل که رقابت خیلی تنگاتنگتر شده است. شما در هر کلیدواژهای که فکر میکنید کلیدواژه خوبی برای خودتان است زمانی که در گوگل سرچ میکنید میبینید دهها رقیب جدی در آن حوزه وجود دارند.
تغییر خیلی مهم این است که اغلب برندهای قوی در هر حوزهای که فکر کنید به سمت Content Marketing رفتهاند؛ یعنی تیمی درست کردهاند و از افرادی استفاده میکنند که مرتب محتواهای خوب و باکیفیت تولید میکنند و شاید شما نتوانید به تنهایی در کنار اداره کسبوکار خود کل کارهای وبسایت، رسانههای اجتماعی و… را انجام دهید و تقریبا این موضوع غیرممکن شده است که نتیجه این موضوع این است که بسیاری از مدیران کسبوکار کلا از دیجیتال مارکتینگ ناامید شدهاند و این ناامیدی باعث میشود که با جدیت رسانههای اجتماعیشان را ادامه نمیدهند.
این شرایط فعلی کنونی است که باید به نحوی این مشکل را حل کنیم که در ادامه مدل جدیدی از دیجیتال مارکتینگ برای مدیران کسبوکارها و تمام کسانی که به دیجیتال مارکتینگ علاقهمند هستند ارائه خواهم کرد که یک دید بسیار عمیق و کلی نسبت به فرآیندهای دیجیتال مارکتینگ کسبوکارتان پیدا کنید تا بعدا اگر خواستید کاری را واگذار کنید یا بین کارمندانتان تقسیم کنید یا خودتان انجام دهید حداقل بدانید که مدل جدید دیجیتال مارکتینگ چیست، شامل چه بخشهایی است و هر کدام از بخشها چگونه میتواند کار خود را انجام دهد تا از سایت و رسانههای اجتماعیتان یک نتیجه عالی بگیرید و فروش و برندسازی قابلتوجهی توسط این ابزارهای دیجیتال انجام شود.
در این مقاله میخواهیم دید جدیدی نسبت به دیجیتال مارکتینگ پیشرفته کسب کنیم و با این دید بتوانیم تمام کارهای دیجیتال مارکتینگ را به خوبی انجام دهیم.
دیجیتال مارکتینگ پیشرفته یا مدرن شامل 4 فعالیت مستقل است:
1. جذب
اولین فعالیت جذب» است. منظور از جذب این است که افرادی را از خارج سایت به هر قیمتی به وبسایتمان هدایت کنیم. این اتفاق میتواند از طریق تبلیغات، رسانههای اجتماعی، با توصیه دوستان و دهها روش دیگر اتفاق بیفتد؛ یعنی افرادی علاقهمند شوند که به وبسایتتان بیایند.
2. فعالسازی
دومین قسمت دیجیتال مارکتینگ در این مدل فعالسازی» است. یعنی فردی که جذب سایتتان شد و وارد سایت شد چگونه او را فعال کنیم و کاری کنیم که شخص حاضر شود حداقل اطلاعات تماس خود را در وبسایت ثبت کند که همین موضوع نشان میدهد که علاقهای به وبسایت و کسبوکار شما دارد تا در قدمهای بعدی کارهای بیشتری انجام شود.
3. پولسازی
قسمت سوم این مدل دیجیتال مارکتینگ پولسازی» است؛ یعنی افرادی که اطلاعات تماسشان را به شما دادهاند چگونه به این افراد پیشنهادهایی دهیم که هر هفته فروش مشخصی ایجاد شود و سودی کسب کنیم.
4. حفظ
چهارمین قسمت این مدل حفظ» است که منظور از حفظ تمام کارها و فعالیتهایی است که ما انجام میدهیم و در نتیجه این فعالیتها، کسی که با ما آشنا شده و خریدی انجام داده است ما را رها نکند و به سمت رقیبان برود بلکه تا ماهها و سالها با ما کار کند که هم ما سود بیشتری خواهیم کرد و هم طرف مقابل رضایت خیلی بیشتری کسب خواهد کرد.
نکته مهم این مدل جدید این است که در بسیاری از سازمانهای بزرگ دنیا این 4 کار را به 4 فرد متفاوت واگذار میکنند درواقع میخواهم به این دیدگاه برسید که اگر روزی این بودجه را داشته باشید که یک تیم دیجیتال مارکتینگ تشکیل دهید که وبسایتتان را حرفهای پیش ببرند باید حداقل 4 کارمند داشته باشید.
کارمند اول: کارمند جذب است که کارش این موضوع است و برای این حقوق میگیرد که بتواند افراد زیادی را در هفته و در ماه به وبسایت شما هدایت کند و مسلما بودجهای هم میخواهد. بنابراین کار این کارمند وما و صرفا این است که بتواند افراد کافی را که مدنظر شما است به وبسایتتان هدایت کند.
کارمند دوم: کارمند فعالسازی است. یعنی تخصصش این است که چگونه بازدیدکنندههای وبسایت را ترغیب کند تا اطلاعات تماسشان را به شما بدهند که شاید بعد از آن، ایمیلها و پیامهایی به این افراد ارسال شود که علاقه این افراد بیشتر شود.
کارمند سوم: کارش پولسازی است وظیفهاش دقیقا این است که از اطلاعات تماسی که افراد قبلی در وبسایت جمع کردهاند بتواند با پیشنهاد خرید محصولات و خدمات توسط پیامهایی که برای افراد ارسال میکند، پول و درآمد برای کسبوکارتان ایجاد کند.
کارمند چهارم: کارش حفظ است یعنی این کارمند بیشتر سروکارش با افرادی است که قبلا از شما حداقل خرید کوچکی را انجام دادهاند و اطلاعات این افراد به کارمند حفظ واگذار میشود و این کارمند تلاش میکند روی این افراد کار کند که رضایت بالاتری داشته باشند و همچنین فروشهای بیشتری ایجاد شود؛ درواقع کسی که یکبار خرید کرده است قانع شود که خریدهای بعدی را انجام دهد حتی اگر خریدی انجام نداد حداقل افراد دیگری را توصیه کند که بیایند و از وبسایت شما استفاده کنند.
فرض کنید در آینده تبدیل به یک سازمان بزرگتری میشوید و خیلی حرفهای کار میکنید. در آن شرایط اتفاقی که میافتد هر کدام از این کارمندان تبدیل به یک بخش یا دپارتمان میشوند مثلا یک اتاق دارید که دپارتمان جذب است و تعدادی از کارمندان خوب در آنجا کار میکنند و کل کارشان این است که در ماه یا در هفته ترافیک قابلتوجهی را به سایتتان هدایت کنند و بازدیدکنندگان را به سمت سایت بفرستند.
دپارتمان یا اتاق بعدی کارش فعالسازی است و افرادی در این اتاق فعالیت میکنند که هر روز اندازهگیری و سعیوخطا میکنند تا ببینند چگونه میتوانند افراد بیشتری را قانع کنند که اطلاعات تماس خود را در سایت شما ثبت کنند و بعدا بتوان از این اطلاعات تماس استفاده کرد.
دپارتمان یا بخش سوم بخش پولسازی است که هر هفته سعی میکنند فروشهایی ایجاد کنند و پیامها و پیشنهادهای ویژهای را به مخاطبان و افرادی که قبلا فعال شدهاند، بفرستند یعنی اطلاعات تماسشان را دادهاند و روی این افراد کار میکنند.
دپارتمان یا بخش چهارم شامل افرادی است که کارشان حفظ مشتریان کنونی است و شاید کار دپارتمان چهارم را اغلب جدی نمیگیریم به این دلیل که وقتی کسی خریدی از ما انجام میدهد فکر میکنیم شخص از ما خرید انجام داده و حتما از ما راضی است و حتما خریدهای بعدی را نیز از ما انجام خواهد داد ولی در دنیای واقعی معمولا این اتفاق نمیافتد و خیلی راحت افرادی که از ما خرید میکردند میتوانند به سراغ رقیبهای ما بروند یا به سراغ کسبوکارهای دیگر بروند و ما ضرر زیادی را متحمل شویم به این دلیل که هزینه کردهایم تا افراد جذب شوند و فعال باشند و حداقل خریدی از ما انجام دهند و الان به راحتی این افراد را از دست میدهیم و باید کل فرآیند از ابتدا شروع شود.
بنابراین تا اینجا دید کلی درباره دیجیتال مارکتینگ حرفهای کسب کردهایم. کل دیجیتال مارکتینگ شامل 4 کار است که اگر شما در ابتدای راه هستید مسلما این 4 کار توسط خودتان انجام میشود به این دلیل که هنوز بودجهای ندارید که حرفهایتر کار کنید و اگر کسبوکارتان گسترش پیدا کرد میتوانید کمکم به جایی برسید که برای هر کدام از این بخشها کارمندی استخدام شود یا میتوانید کمکم هر کدام از این قسمتها را تبدیل به یک دپارتمان یا بخش کنید.
اولین فعالیت در دیجیتال مارکتینگ حرفهای جذب است. همانطور که در بالا تعریف کردهایم منظور از جذب این است که افرادی را قانع کنیم تا بیایند و وارد وبسایت ما بشوند.
1. تبلیغات
این کار میتواند از طریق تبلیغات اتفاق بیافتد یعنی ما یک بودجه ماهانهای اختصاص دهیم و سعی کنیم با این بودجه بیشترین تعداد بازدیدکنندگان را به سایتمان هدایت کنیم، به شرطی که کیفیت بازدیدکنندگان در حد مطلوبی باشد. منظور از کیفیت بازدیدکننده این است که از هر 100 نفری که وارد وبسایت شما میشوند چند نفرشان واقعا قدم بعدی را انجام میدهند یعنی Activation یا فعالسازی روی آنها انجام میشود و اطلاعات تماسشان را در اختیار وبسایت شما قرار میدهند. بنابراین بخش دوم که Activation است میتواند با ارائه آماری به بخش جذب کمک کند که بخش جذب بداند جاهایی که تبلیغ میکند درست است و آیا افرادی که میآیند یک درصد قابلقبولی از آنها تبدیل میشوند و اطلاعات تماس خود را میدهند؟
شاید در اغلب تبلیغات کلیکی که ما انجام میدهیم عددی بین 20 تا 50 درصد برای دادن اطلاعات تماس خیلی خوب باشد یعنی از هر 100 نفری که وارد وبسایت ما میشوند اگر بتوانیم کاری کنیم که 20 تا 50 نفرشان اطلاعات تماس دهند این موضوع فوقالعاده است؛ ولی این کار بخش جذب نیست بلکه بخش جذب فقط ترافیک را میفرستد و آمار را از بخش Activation یا فعالسازی دریافت میکند و اگر آمار خوب نبود تغییراتی در جاهایی که تبلیغ میدهد انجام داده یا فکر میکند چگونه میتواند با همین بودجهای که دارد ترافیک با کیفیتتر و بهتری را ایجاد کند.
2. رسانههای اجتماعی
روش دیگر جذب استفاده از رسانههای اجتماعی است که این موضوع نیاز به مهارت بالایی دارد. اکنون دیگر آن دوران تمام شده است که شما در رسانههای اجتماعی صرفا بگویید مقاله خوبی نوشتهام به سایت بیایید و آن را بخوانید. با این کار افراد خیلی کمی میآیند. الان باید جوایز و پیشنهادهای بهتر و کارهای بزرگتری انجام دهید که افراد قانع شوند از محیطی مانند اینستاگرام خارج شده و وارد وبسایت شما شوند. در اینستاگرام اغلب افراد در حال تفریح و خوشگذرانی هستند و الان باید وارد محیط جدی به نام سایت شوند بنابراین این کار خیلی راحت نیست.
بنابراین بخش جذب دیجیتال مارکتینگ باید مهارتهایی را کسب کند تا بتواند افراد را از رسانههای اجتماعی شما در حدی ترغیب کند که حاضر باشند وارد سایتتان شوند.
3. سئو
سومین ایده یا روش برای جذب، استفاده از سئو یا Search Engine Optimization است. معنای SEO این است که ما در سایتمان کاری کنیم که وقتی کسی کلیدواژههای مورد نظر ما را در گوگل جستجو کرد ما در اولین نتایج جستجو ظاهر شویم.
میتوان گفت که موضوع SEO نیز خیلی پیچیدهتر شده است. در سالهای قبل کافی بود که وقتی مقالهای مینوشتیم صرفا کلمات کلیدی اصلی را برجسته کنیم و در این حد کارهای سادهای انجام دهیم که شاید با همین فعالیتها در اولین صفحات گوگل قرار میگرفتیم ولی اکنون موضوع خیلی پیچیدهتر شده است و گوگل دهها پارامتر را لحاظ میکند تا ببیند سایت شما در اولین نتایج جستجو باشد یا خیر؟
مثلا در سئو یکی از مهمترین موارد سرعت سایت است و اگر سرعت سایت شما در حد قابلقبولی نباشد خیلی سخت میتوانید جزو اولین نتایج گوگل قرار بگیرید. همچنین موضوع دیگر Mobile Friendly بودن سایتتان است. گوگل با وسواس زیاد و با الگوریتمهایی که نوشته است چک میکند که سایتتان برای مشاهده بر روی موبایل مناسب است و روی گوشیها به خوبی و به وضوح دیده میشود یا خیر و اگر این کار را انجام ندهید امتیاز منفی میگیرید و نمیتوانید در SEO رتبه خیلی بالایی کسب کنید و دهها پارامتر دیگر.
بنابراین نکته اصلی این است که SEO پیچیده شده و به راحتی قبل نیست که کسی چند کلیدواژه را برجسته کند و تغییرات سادهای دهد تا بتواند در اولین نتایج گوگل قرار بگیرد.
بزرگترین قدمی که همین امروز میتوانید انجام دهید تا SEO وبسایتتان خیلی بهتر شود این است که اگر تا الان در Web Masters Google ثبتنام نکردهاید، در آن ثبتنام کنید و سایتتان را تعریف کنید و ببینید گوگل چه خطاهایی از سایتتان میگیرد و سعی کنید آنها را بر طرف کنید. در کمال تعجب شاید ببینید که سایتی که فکر میکردید همه چیز آن عالی است و به خوبی کار میکند از دید گوگل صدها خطا دارد و این خطاها باعث میشود که خیلی راحت نتوانید در اولین نتایج گوگل قرار بگیرید. این خطاها میتواند مربوط به لینکهایی باشد که اصطلاحا شکسته یا Broken است؛ یعنی وقتی که بر روی آن کلیک میکنید به جایی هدایت نمیشود یا قبلا صفحهای بوده که اکنون پاک شده است و وقتی روی لینک کلیک میکنید به جایی نمیرود و خطای 404 به شما میدهد. سایر موارد میتواند مربوط به سرعت سایت باشد یا مربوط به اشتباهات و مشکلاتی که سایتتان بر روی موبایل پیش میآورد و موارد دیگری که در Google Web Master Tools میتوانید این موارد را چک کنید و ببینید که سایتتان چه مشکلاتی دارد.
فعالیت آفلاین
چهارمین مورد برای جذب، فعالیت آفلاین است. وقتی بدانید یکی از چهار قسمت کلیدی دیجیتال مارکتینگ جذب است بنابراین از هر فرصت آفلاینی نیز به خوبی استفاده میکنید؛ مثلا اگر در نمایشگاهی شرکت میکنید حتما هدف میگذارید که ایمیل و اطلاعات تماس مخاطبان را جمعآوری کنید، اگر به یک همایش بروید حتما از این فرصت استفاده خواهید کرد، اگر افرادی به فروشگاه شما و محل کار شما یا شرکتتان مراجعه میکنند به هیچوجه این فرصت را از دست نخواهید داد و از آنها اطلاعات تماسی مانند ایمیل یا هر چیز دیگری دریافت میکنید تا بعدا بتوانید با این افراد در تماس باشید.
بنابراین با این 4 روش کلیدی و پایهای، میتوانیم فعالیت جذب را انجام دهیم.
نکتهای که وجود دارد این است که برخی از مدیران به هیچوجه مصمم نیستند که در ماه تعداد مشخصی بازدیدکننده جدید را به وبسایت هدایت کنند. یعنی به این امید هستند که به طور اتفاقی چند تا از مقالات و صفحات سایت با SEO رتبه خوبی پیدا کرده و از همین طریق افرادی وارد وبسایت شوند.
ولی مسلما این موضوع کافی نیست و شما به عنوان مدیر یک مجموعه که دیجیتال مارکتینگ انجام میدهید باید در ماه عددی را مشخص کنید و به خودتان قول دهید که من در ماه به هر قیمتی مثلا 10 هزار نفر را به وبسایتم هدایت میکنم و اگر این اتفاق نیافتاد من در قسمت جذب یا فرآیند جذب دیجیتال مارکتینگ خود شکست خوردهام که این اولین پارامتر یا معیار عددی است که اگر میخواهید در دیجیتال مارکتینگ موفق باشید باید برای خودتان تعریف کنید.
کلیدواژههای برندی Branded Query
یک مثال پیشرفته در SEO این است که در SEO در سایتهای خارجی اصطلاح جدیدی به اسم Branded Query یا کلیدواژههای برندی رایج شده است که کلیدواژههای برندی، کلیدواژههایی هستند که در کنار نام عمومی میآید مثلا بازاریابی عصبی در کنارش کلمهای از برند شما را هم سرچ میکنند که این موضوع میتواند بر روی سایت و کسبوکار شما تاثیر بسیار قابلتوجهی بگذارد. مثلا وقتی شخصی عبارت بازاریابی عصبی را در گوگل سرچ میکند در چندمین پیشنهاد گوگل گفته میشود که آیا به دنبال بازاریابی عصبی ژان بقوسیان هستید یا دنبال بازاریابی عصبی مدیر سبز هستید که به این کلیدواژهها Branded Query یا کلیدواژههای برندی گفته میشود.
با یادگیری این روش و انجام آن کاری میکنیم که گوگل پیشنهاد کند که اگر مثلا به دنبال خرید لباس هستید چرا فلان برند را خریداری نمیکنید یا مثلا اگر دنبال یادگیری بازاریابی عصبی هستید چرا بازاریابی عصبی مدیر سبز را تهیه نمیکنید.
آماری که گوگل ارائه داده است نشان میدهد که هر روز Branded Queryها یا کلیدواژههای برندی در حال گسترش پیدا کردن است یعنی وقتی فردی به دنبال یک کیف است کیف را به تنهایی سرچ نکند بلکه کیف را به همراه برندی که از دید خودش خوب است سرچ کند و روشهای سادهای وجود دارد که ما میتوانیم کلیدواژههای برندی برای کسبوکار خودمان به راحتی درست کنیم.
یکی از سادهترین ایدهها این است که از افراد بخواهیم این عبارات را با هم سرچ کنند یعنی کافی است برای کلمهای که رقابتی بر روی آن وجود ندارد از 50 نفر بخواهیم به جای جستجوی پیتزا، پیتزای … را سرچ کنند و همین موضوع باعث میشود که اگر کسی پیتزا سرچ کرد گوگل پیشنهاد دهد که آیا منظورتان پیتزای … است و این ایده بسیار جالبی است که بتوانیم جذبمان را از طریق موتورهای جستجو به خصوص گوگل خیلی بیشتر کنیم.
بنابراین تا این قسمت در مورد اولین بخش یا اولین فعالیت دیجیتال مارکتینگ صحبت شد که آن فعالیت، جذب است و یک معیار کلیدی هم تعریف کردهایم که این معیار کلیدی میتواند تعداد بازدیدکنندگان جدیدی باشد که در ماه قرار است به وبسایتمان هدایت شود.
دومین فعالیت در دیجیتال مارکتینگ حرفهای فعالسازی یا Activation است. منظور از فعالسازی این است که کاری کنیم تا مخاطب، تمایلی از خود نشان دهد که در واقع این ابراز تمایل را با دادن اطلاعات تماسش در وبسایت ما میتواند نشان دهد.
بنابراین کار اصلی بخش فعالسازی این است که بتواند بازدیدکنندههایی که در بخش جذب وارد وبسایت شدند را قانع کند تا اطلاعات تماس خود را وارد کنند.
یک معیار خیلی خوب برای فعالسازی، نرخ تبدیل است. البته نرخ تبدیل میتواند معانی مختلفی داشته باشد ولی منظور ما از نرخ تبدیل در این مورد این است که از هر 100 نفری که وارد وبسایت میشوند چند نفرشان اطلاعات تماسشان را وارد میکنند.
اگر تا حدی با دیجیتال مارکتینگ آشنا هستید حتما با اصطلاح Landing Page یا صفحه فرود آشنا هستید و میدانید که بسیاری از وبسایتها روش کارشان این است که صفحهای درست میکنند که در آن صفحه هدیهای قرار میدهند که میتواند یک پیدیاف، فیلم یا هر چیز دیگری باشد و به مخاطب یا بازدیدکننده جدید میگویند که اطلاعات تماستان را وارد کنید تا بتوانید هدیه ما را دانلود کنید.
ولی این روش نیز تا حد زیادی تغییر کرده است، با رقابت شدیدی که در وبسایتهای مشابه وبسایت شما وجود دارد اکنون شرایط به گونهای شده که افراد خیلی سخت میآیند برای یک پیدیاف 10 یا 20 صفحهای که از محتوای آن مطمئن نیستند که عالی است یا نه، اطلاعات تماس خود را به ما بدهند.
بنابراین برای اینکه ما بتوانیم در بخش Activation یا فعالسازی قوی کار کنیم و مانند قبل بتوانیم ایمیلهای زیادی را دریافت کنیم یک پیشنهاد بسیار عالی این است که اگر بر روی همین یک نکته کار کنید میتوانید نرخ تبدیل خودتان را به 50 درصد برسانید البته روشهای زیادی وجود دارد ولی یک روشی که من تایید میکنم این است که اگر قرار است یک PDF 10 صفحهای را به عنوان جایزه صفحه فرود قرار دهید به جای صفحه فرود یک مگاپست بسازید.
یعنی یک مقاله خیلی جامع درست کنید که وقتی بازدیدکننده وارد آن صفحه میشود احساس کند یک منبع یا مرجع خوبی را پیدا کرده است که میتواند بعدها هم به این صفحه مراجعه کند.
مسلما وقتی بازدیدکننده وارد صفحه یک مقاله خیلی کامل و جامع میشود بلافاصله به این نتیجه میرسد که من الان فرصت این موضوع را ندارم که یک ساعت از وقت خود را بگذارم و کل مطالب این صفحه طولانی را بخوانم و اولین چیزی که به ذهن بازدیدکننده میرسد این است که چگونه این اطلاعات را ذخیره کنم تا بعدا و سر فرصت و هر زمان که آن را لازم داشتم به این اطلاعات برگردم و بیشتر یاد بگیرم.
سادهترین روش این است که شما اگر میخواهید یک PDF به عنوان هدیه بدهید به جای این کار کل محتوای آن PDF را در وبپیجی کپی کنید یعنی درواقع هیچ چیزی را پشت دروازهای قرار ندهید که مجبور باشند ایمیل بدهند و بعد ببینند که چه خبر است بلکه شخص کل محتوای آن پیدیاف را در همان وبپیج میبیند و در پایان آن وبپیج یا زمانی که شخص میخواهد آن صفحه را ببندد میتواند یک پیشنهادی بیاید و بگوید آیا میخواهید این مطالب را به صورت یک PDF شیک ذخیره کنید که هر زمان خواستید از آن استفاده کنید.
درواقع این ترفند بسیار ظریف و ساده است و احتمالا شما برای صفحه فرود خود PDF ساختهاید، کافی است محتوای PDF را در صفحه فرود خود کپی کنید و بازدیدکننده قبل از اینکه وادار شود ایمیل یا اطلاعات تماسی وارد کند بتواند محتوای آن را کامل ببیند و اگر خوشش آمد و احساس کرد که ارزشمند است سپس خودش با تمایل خود ایمیلش را بدهد که نسخه PDF آن اطلاعات را دریافت کند.
این موضوع یک ترفند بسیار حرفهای است به این دلیل که بسیاری از افراد پیدیافهای بیارزش و محتواهای بیارزشی تولید میکنند که ارزش دادن ایمیل را ندارد و اگر ما از محتوای خود مطمئن هستیم ابتدا این امکان را میدهیم که شخص کاملا محتوای آن PDF را ببیند و بعد اگر دوست داشت برای ذخیره این اطلاعات برای کاربردهای بعدی ایمیل خود را در اختیار شما قرار دهد.
اگر هدیه صفحه فرود شما PDF نیست مثلا ویدیو است در این حالت نیز میتوانید ویدیو را تبدیل به متن کنید و در اختیار افراد قرار دهید که اگر خوششان آمد میتوانند هنگام بستن صفحه با یک پیامی مواجه شوند که ویدیوی این PDF را نیز میتوانید دریافت کنید یا مثلا میتوانید کل ویدیو را بدون اینکه ایمیلی بگیرید در صفحه فرود قرار دهید و وقتی شخص میخواهد از صفحه خارج شود به او پیشنهاد دهید که میخواهید چکلیست مهمترین نکات این ویدیو را در یک PDF یک یا دو صفحهای از ما دریافت کنید؟ یعنی ویدیو بدون هیچ محدودیتی قابل دیدن است ولی آن چکلیست منوط به این است که شخص ایمیل خودش را وارد کند.
بنابراین با این روشهایی که توضیح داده شد میتوان گفت ابتدا محتوا، بعد گرفتن اطلاعات تماس که میتوانید با این روش ایمیلهای بیشتری را بگیرید.
این موضوع نیز تغییری پایهای است که در بخش فعالسازی دیجیتال مارکتینگ اتفاق افتاده و اکنون مثل سابق نمیتوانید قولهایی بدهید که شخص نمیتواند آنها را ببیند و درخواست کنید که ایمیل یا اطلاعات تماسش را بدهد.
منظور از پولسازی این است که ما یک تعداد مخاطبان و اعضایی داریم که اطلاعات تماس خود را در اختیار ما قرار دادهاند و ما باید بتوانیم که از این افراد درآمد ایجاد کنیم یعنی در این قدم است که سعی میکنیم پیشنهادهای فروش محصولات و خدماتمان را به این افراد خاص ارائه دهیم. نکته مهم یا تغییر خیلی مهمی که در این مورد پیش آمده و مانند قبل نمیتوانیم مثلا به راحتی یک ایمیل ارسال کنیم و فروش زیادی ایجاد کنیم این است که اکنون لازم است فهرست اعضای سایت و مخاطبان خودمان را بخشبندی کنیم.
بخشبندی
بخشبندی یک اصطلاح بسیار رایج در بازاریابی است و مفهومش این است که ما یک پیام را به تمام افراد نمیفرستیم بلکه با توجه به سابقه افراد، فعالیتی که در سایت داشتند و اتفاقاتی که قبلا برایشان پیش آمده است پیامهای ویژه میفرستیم؛ مثلا فرض کنید که ما میدانیم فردی در سایت مدیر سبز PDF استودیوی جیبی را دانلود کرده است که موضوعش این است چگونه با موبایل فیلم بگیریم و محتواهای آموزشی تولید کنیم و…» بنابراین وقتی ما میخواهیم برای این افراد ایمیل ارسال کنیم میدانیم که این فرد به تولید محتوا با موبایل علاقه دارد یا احتمالا میدانیم که شاید فرد مدرس باشد و… که به این افراد خاص خیلی راحت میتوانیم پیشنهاد دهیم که مثلا بیایید کتاب مدرس مرجع را از ما خریداری کنید. در ایمیلی که برای این افراد ارسال میشود، میگوییم چون شما قبلا E-Book استودیوی جیبی را دانلود کردهاید احتمالا به تولید محتوا علاقه دارید و اگر میخواهید یک قدم بیشتر پیش بروید یا قدمهای جدیتری بردارید پیشنهاد ما این است که کتاب مدرس مرجع را خریداری کنید.
بنابراین در پولسازی مهمترین تغییری که ایجاد شده است این است که مخاطبهای ما به ایمیلها و پیامهای خیلی عمومی واکنش نشان نمیدهند و لازم است پیامهای خاصی را به آنها ارسال کنیم که شخص بداند این پیام یا این پیشنهاد خرید دقیقا متناسب با شرایط خود فرد ارسال شده است.
شاید شما سیستمهای پیشرفته و اتوماتیکی برای این کار نداشته باشید ولی حتی اگر سیستمی ندارید، به صورت دستی میتوانید این کار را انجام دهید؛ یعنی یکی از کارمندان یا خودتان تکتک سفارشات قبلی را چک کنید یا حداقل کاری که میتوانید انجام دهید این است که Landing Pageهایتان را طبقهبندی کنید و کسی که در یک Landing Page خاص اطلاعات تماسش را داده است احتمالا میدانید که به چه موضوعی علاقه داشته و همین موضوع را در پیام یا ایمیلتان مینویسید.
ایده دیگر استفاده از Commentها است. با پلاگینهایی که برای وردپرس و سایتسازهای دیگر وجود دارد میتوانید هر کسی را که یک نظری در سایتتان مینویسد ایمیلهایش را جمعآوری کنید و حتی اگر کمی حرفهایتر باشید میتوانید تشخیص دهید که این پیغام مربوط به کدام دسته مقالات بوده است. مثلا فرض کنید من در سایتم هم کیف لبتاپ میفروشم و هم لبتاپ و لوازم جانبی موبایل و موارد دیگر. شخصی در زیر مقالهای که انتخاب کیف لبتاپ بود نظری داده است بنابراین، این احتمال وجود دارد که این فرد به خرید کیف لبتاپ علاقهمند است و خود لبتاپ را دارد بنابراین میتوانیم پیامهای خاصی بفرستیم و یک کیف خاصی را با فروش ویژه برای فرد بفرستیم تا ترغیب شود و آن را خریداری کند.
همانطور که گفته شد هر بخش فرآیند دیجیتال مارکتینگ که 4 بخش بود نیاز به یک معیار قابل سنجش دارد شاید بهترین معیار قابل سنجش برای پولسازی درآمد به ازای هر نفر» است. منظور این است که اگر وبسایت شما هزار عضو دارد و درآمد به ازای هر نفر را 1000 تومان تعریف میکنید بنابراین با هر عملیات بازاریابی که انجام میدهید مثلا ایمیلی که میفرستید، پیامی که در تلگرام و… منتشر میکنید باید بتوانید یک میلیون تومان فروش ایجاد کنید به این دلیل که ما معیار را درآمد به ازای هر نفر گذاشتهایم که این معیار 1000 تومان است و 1000 عضو داریم که اگر بتوانیم به ازای هر عضو 1000 تومان درآمد ایجاد کنیم باید بتوانیم یک میلیون فروش ایجاد کنیم.
البته این موضوع به این مفهوم نیست که ما کاری میکنیم که تمام اعضای وبسایت ما 1000 تومان خرید کنند شاید 80 یا 90 درصد آنها خریدی انجام ندهند ولی 10 تا 20 درصد آنها خریدهایی با مبالغ بیشتر انجام دهند که این موضوع جبران میشود و ما میتوانیم به این عدد برسیم.
بنابراین نکته کلیدی این است که اگر شما کارمندی آوردید یا فردی را مسئول بخش پولسازی وبسایتتان گذاشتید باید معیاری به این فرد بدهید مثلا بگویید که من میخواهم به ازای هر عضوی که در سایت دارم در این ماه این مبلغ فروش ایجاد کنم.
افزایش ارزش محصول
چند پیشنهاد برای افزایش ارزش محصول یعنی درواقع کارهایی انجام دهیم که بخش پولسازی بهتر عمل کند و بتوانیم فروش بیشتری ایجاد کنیم.
1. توصیه دیگران
اولین ایده این است که حتما برای افزایش ارزش محصولاتتان از توصیه دیگران استفاده کنید. افرادی وجود دارند که با خرید آنلاین و کلا دنیای دیجیتال غریبه بودند؛ ولی اکنون از طریق اینستاگرام و رسانههای اجتماعی دیگر کمکم خریدهای خود را از طریق این رسانهها انجام میدهند؛ مثلا محصولی را میبینند و پول آن را کارتبهکارت میکنند و میخواهند که آن محصول برایشان ارسال شود.
من با بسیاری از این افراد صحبت کردهام که چه چیزی آنها را قانع میکند که چندصد هزار تومان یا گاهی چند میلیون تومان صرف محصولی بکنند که نه فروشنده را میشناسند و نه آن محصول را به خوبی میشناسند که تقریبا همیشه به این نتیجه رسیدهام که وقتی خریدار نظر مشتریان راضی را در یک رسانه اجتماعی میبیند و این تعداد زیاد میشود و شاید دهها نظر در مورد یک محصول در اینستاگرام وجود دارد، یک اعتمادی ایجاد میشود که خریدار به راحتی پول خود را واریز میکند و توقع دارد که یک محصول خوب دریافت کند. ما گاهی این موضوع را فراموش میکنیم یعنی خودمان احساس میکنیم که مسلم است که محصولات و خدمات ما خوب هستند و دیگر نیازی نیست که بر روی توصیه مشتریان راضی کار کنیم و نظرات را جمع کنیم و در سایت و رسانههای اجتماعی منتشر کنیم که این یک اشتباه بزرگ است و باید این موضوع را جدی بگیرید. برای افرادی که اصلا شما را نمیشناسند، یک موضوع مهم بدون شک توصیه مشتریان دیگری است که قبلا از شما خرید کردهاند و از شما راضی هستند.
2. داستان
ایده بسیار جالب دیگر استفاده از داستان برای پولسازی و افزایش فروش است. این داستان هم میتواند در ایمیلها و پیامهای شما باشد و هم میتواند در صفحه محصول شما باشد.
اخیرا در آمریکا چند اینترنت مارکتر حرفهای یک آزمایش بسیار جالب انجام دادهاند. آنها این آزمایش را روی یک سکه بسیار معمولی که در سایت Ebay فروخته میشد و درواقع یک قالب مصنوعی از یک سکه قدیمی است و قیمت آن دو یا سه دلار است انجام دادند. روش کار این بود که آنها یک داستان برای این سکه ساختهاند و قیمت آن را صد برابر کردند. آنها توانستند با ایجاد تغییراتی در صفحه محصول و اضافه کردن یک داستان جذاب برای آن سکه، آن را با صد برابر افزایش قیمت بفروشند و در نهایت تعجب دیدند که فروشهایشان بیشتر شد. البته این کار یک آزمایش بود و بعدا مبالغ به افراد برگردانده شد و به آنها گفته شد که این صرفا یک آزمایش بود.
یک نکته مهم از این موضوع این است که ما باید به عنوان یک دیجیتال مارکتر حرفهای برای محصولاتمان، داستانهای واقعی درست کنیم یعنی داستانهایی که باعث جذب افراد میشود و باعث خرید آنها میشود.
برای هر محصول یا خدمتی که میفروشید اگر خودتان آن را تولید کردهاید حتما داستانی به ذهنتان میرسد؛ مثلا اتفاقات هنگام تولید محصول یا اولین فروشها و… را در صفحه محصول خود بنویسید.
اگر خودتان آن محصول را تولید نکردهاید میتوانید در اینترنت جستجو کنید و داستانهای جالبی در مورد آن محصول خاص پیدا کنید.
مغز همه افراد به صورت ناخودآگاه دوست دارد که داستان بشنود و حتی میتوانید از این داستانها در متن ایمیل استفاده کنید.
با این کار بدون اینکه وارد جزییات فنی محصولمان شویم میتوانیم با یک داستان قسمت پولسازی دیجیتال مارکتینگمان را خیلی حرفهای انجام دهیم و باعث شویم که افراد بیشتری از ما خرید کنند.
3. آموزش
سومین ایده برای افزایش ارزش محصول این است که برای هر کدام از محصولاتمان آموزش درست کنیم. هر محصولی نیاز به آموزشهای زیادی دارد (آموزشهای قبل از خرید، آموزشهای هنگام خرید و آموزشهای بعد از خرید) هر چقدر شما در دیجیتال مارکتینگ، در وبسایت و رسانههای اجتماعی خودتان آموزشهای بهتر و با کیفیتتری بدهید به همان نسبت مخاطبان و اعضای سایت شما از شما راحتتر خرید خواهند کرد و سختگیری کمتری میکنند.
بنابراین در این سه مورد سعی کنید حرفهای شوید و مطمئن باشید بر روی فروش بیشتر محصولات و خدمات شما تاثیر مثبتی خواهد داشت.
منبع: مدیر سبز
6 معیار کلیدی برای بررسی گوگل آنالیتیکس
اگر این مطلب را برای مطالعه انتخاب کردهاید، پس احتمالا وبسایتی دارید که در آن محتوا یا محصولی ویژه و منحصربهفرد ارائه میدهید. حتی شاید اکانت گوگل آنالیتیکس دارید. تمام وبسایتها، اساسا به صورتی طراحی میشوند که مخاطب را به خود جذب کنند؛ ولی جذب مخاطب بهتنهایی هیچ درآمدی برایتان ایجاد نمیکند. باید کاری کنید تا این خریداران بالقوه، بابت محصول یا خدماتی که دریافت یا دانلود میکنند پول بپردازند.
گوگل آنالیتیکس
یکی از رایجترین ابزارهای تحلیل سایت، گوگل آنالیتیکس یا گوگل آنالیتیکز است. این ابزار که البته از طرف شرکت گوگل برای ایرانیان تحریم شده است به شما کمک میکند بهصورت کاملا رایگان اطلاعات بسیار دقیقی از اتفاقات سایت خود داشته باشید. البته بهکمک ویپیان میتوانید از خدمات گوگل آنالیتیکس بهصورت کاملا رایگان استفاده کنید. کافی است به صفحه google.com/analytics مراجعه کنید. البته ابزارهای دیگری هم برای بررسی رفتار بازدیدکنندگان سایت وجود دارد.
بسیاری از صاحبان سایت اکانت گوگل آنالیتیکس را ساختهاند، ولی دقیقا نمیدانند چه معیارهایی را در آن بررسی کنند تا باعث افزایش فروش و بهبود سایت شود.
روشهای بسیاری برای بالا بردن فروش محصول وجود دارد؛ ولی پیش از آن، بهتر است روی انتخاب معیارهایی تمرکز کنیم، که قصد داریم آنها را بهبود ببخشیم. برای سنجش وضعیت وبسایت، بهتر است معیارهای خاصی را مد نظر داشته باشیم. معیارهایی که با برند، کسبوکار و در کل، وبسایت ما همخوانی داشته باشند.
این مقاله به شما کمک میکند، مهم ترین مقیاسها را انتخاب کنید. تمام این معیارها از طریق گوگل آنالیتیکس (Google Analytics) بهصورت رایگان قابل سنجش هستند. وقتی چنین اطلاعات کاملی در اختیار شما باشند، هیچ عاملی نمیتواند جلوی رشد وبسایتتان را بگیرد. پس بپردازیم به 6 معیار کلیدی برای رشد سایت که توسط گوگل آنالیتیکس قابل بررسی هستند.
1. بازدیدکنندههای تازهوارد
بهتر است عملکرد بازدیدکنندههای وفادار قدیمی را با بازدیدکنندههایی که برای اولین بار به سایت شما وارد میشوند، مقایسه کنید. اگر بازدیدکنندههای تازهوارد یا New Visitor زیادی دارید، امکانات وبسایت را از دید خریداران جدید نگاه کنید؛ افرادی که با سایت شما خیلی آشنا نیستند و شاید خرید از سایت شما برایشان سخت باشد. کموکاستیها را برطرف کنید تا روند خرید و دریافت محصول یا خدمات به سادهترین و سریعترین حالت ممکن انجام شود.
2. منابع ترافیک ورودی وبسایت
در حالت ایدهآل کاربران از چند منبع مختلف به وبسایت شما وارد می شوند که توسط گوگل آنالیتیکس قابل بررسی هستند. این منابع به سه دسته تقسیم میشوند: بازدیدکنندههایی که مستقیما آدرس URL را تایپ میکنند و وارد وبسایت میشوند، بازدیدکنندههایی که از موتورهای جستجو، وبسایت شما را انتخاب میکنند و بازدیدکنندههایی که از صفحات دیگر وب ارجاع داده میشوند. هر سه دسته مهم هستند؛ ولی واقعیت این است که تعداد آنها با هم برابر نیست و باید روی این تفاوتها تمرکز کنید.
مثلا اگر تعداد بازدیدکنندههای مستقیم وبسایت پایین است، شاید آدرسی را انتخاب کردهاید که به خاطر سپردن آن برای کاربران مشکل است.
3. عملکرد بازدیدکنندههایی که فعلا قصد خرید ندارند
تمام بازدیدکنندهها، تعدادی از صفحات وبسایت را مشاهده میکنند؛ حتی آن دسته از کاربرانی که فعلا قصد خرید ندارند. با این حال بررسی رفتار آنها در وبسایت به اندازه سایر مشتریان اهمیت دارد. دفعات بازدید از صفحات، مدت زمانی که روی هر صفحه صرف میشود و تعداد نظرات و لایکهای مخاطب را بررسی کنید. هدف اصلی ما، بالا بردن این آمار و ارقام است.
4. بازدیدکنندگان غیرجدید
وقتی یکی از بازدیدکنندهها برای بار دوم به وبسایت شما وارد میشود، سوالاتی به ذهن خطور میکند: دلیل بازگشت چه بوده است؟ آیا در بازدید اول خرید صورت گرفته؟ در غیر اینصورت، برای ترغیب او به خرید در بازدید دوم، چه کاری میتوانیم انجام بدهیم؟
اگر بازدیدکنندههای شما برای بار دوم یا چندم به وبسایت مراجعه میکنند، به شما تبریک میگوییم. محتوای تولیدی وبسایت توانسته آنها را جذب کند. حالا زمان آن رسیده که مشتری را به خرید ترغیب کنیم. برخی از وبسایتها این کار را با ارائه کد تخفیف، پرسشنامه جهت دریافت آدرس ایمیل کاربر یا در اختیار گذاشتن خدمات رایگان انجام میدهند.
5. ارزش هر بازدید
ارزش مادی هر بازدید به محصولی که در نهایت خریداری میشود، بستگی دارد. ارزش هر بازدید را میتوانیم به سادگی، با تقسیم کردن کل درآمد بر تعداد بازدیدها به دست آوریم. البته این عدد بهصورت مستقیم توسط گوگل آنالیتیکس ارائه نمیشود؛ ولی خودتان بهراحتی میتوانید این عدد را محاسبه کنید.
اندازهگیری دقیق ارزش هر بازدید گاهی مشکل یا حتی غیرممکن بهنظر میرسد. بهعنوان مثال خوانندههای وبلاگ با هر بار کلیک بر صفحات، بازدید آن را بالا میبرند، مطلبی را لایک میکنند یا نظر مینویسند و اندازهگیری دقیق ارزش آن امکانپذیر نیست.
اگر وبسایت شما به فروش محصول اختصاص پیدا کرده، میتوانید ارزش هر بازدید را به درآمد وبسایت ارتباط بدهید.
6. نرخ خروج بازدیدکنندگان
هدف ما از اندازهگیری ارزش بازدید، درآمد وبسایت، تعداد بازدیدکنندههای جدید و تعداد کاربرانی که دوباره رجوع میکنند، این است که نرخ ریزش کاربران را به حداقل برسانیم؛ ولی نرخ ریزش چیست؟
نرخ خروج یا ریزش، درصد کاربرانی هستند که وارد وبسایت میشوند و بدون اینکه هیچ تاثیری روی وبسایت داشته باشند، بلافاصله صفحه را ترک میکنند؛ یعنی مدتزمان فوقالعاده محدودی را صرف وبسایت میکنند و آن را بدون کلیک بر لینک، خرید محصول، نوشتن نظر یا حتی لایک کردن رها میکنند. بهعنوان مثال تعداد زیادی از کاربران فروشگاههای اینترنتی محصولاتی را انتخاب میکنند؛ ولی آنها را در سبد خرید باقی می گذارند.
دلایل نرخ خروج بالای سایت
این موارد باعث بیشتر شدن نرخ خروج میشود. هرچه سریعتر، صفحهای که موجب افزایش نرخ خروج کاربران میشود را شناسایی و مشکلات آن را برطرف کنید. این مورد بهراحتی در گوگل آنالیتیکس قابل بررسی است.
معمولا وبلاگها، نرخ ریزش بالایی دارند؛ چون مخاطب مطلب موردنظر خود را مطالعه میکند و بعد بیسروصدا صفحه را میبندد. در این مورد بهتر است تعداد بازدید صفحات، معیار موفقیت محتواهای تولید شده باشد.
به محض اینکه نسبت به این معیارهای مهم آگاهی پیدا کردید از گوگل آنالیتیکس استفاده کنید تا شاهد رشد این اعداد و ارقام باشید. این اعداد در کنار هم معنا پیدا میکنند و تغییر هر کدام بر دیگری اثر خواهد گذاشت. به این ترتیب، بهمحض توجه و سرمایهگذاری در جهت بهبود یک معیار، شاهد رشد و بهبود سایر معیارها هم خواهید بود. کمی توجه و زمان صرف این مسئله کنید تا به معجزه گوگل آنالیتیکس پی ببرید.
منبع: مدیر سبز
درباره این سایت